برخی نامها در تاریخ، فقط یک اسم نیستند؛ هشدارند. نام رضاخان، در حافظه ژئوپلیتیکی ایران، یادآور دورهای است که خاک، حاکمیت و عمق راهبردی کشور، نه در جنگ، بلکه با امضا واگذار شد.
؛
در سالهایی که هنوز هم از آنها با عناوینی پرطمطراق چون «دوران طلایی توسعه» و «رفاه پیش از انقلاب» یاد میشود، زندگی روزمره بخش قابل توجهی از مردم ایران، به انتظار برای رسیدن یک کپسول گاز گره خورده بود؛ انتظاری فرساینده، پرخطر و تحقیرآمیز که کمتر نشانی از رفاه در آن دیده میشد.
؛
نه سال پس از اجرای طرحی که محمدرضا پهلوی آن را «انقلاب سفید» و نقطه آغاز نوسازی ایران معرفی میکرد، خودِ شاه در اظهاراتی کمسابقه، پرده از واقعیتی برداشت که سالها پشت ویترین تبلیغات غربگرایانه پنهان مانده بود.
؛
هر بار که نوستالژیسازانِ دوران پهلوی از «سینمای آزاد» و «هنرِ پیشرفته» آن روزگار سخن میگویند، یک سؤال ساده همه این بزککاریها را فرو میریزد: جایگاه زن در آن سینما کجا بود؟؛
واردات پزشک خارجی. مکاتبات داخلی وزارت بهداری و سازمان برنامه نشان میدهد که تصمیمگیران رژیم، به جای افزایش ظرفیت دانشکدههای پزشکی و تربیت پزشک ایرانی، عمدتاً پزشکان هندی را با قراردادهای کوتاهمدت و هزینههای ارزی استخدام کردند؛
در دنياي امروز، اخبار به سرعت ميآيند و ميروند. لحظهاي شاهد يک رخداد هستيم و چند ساعت بعد يا چند روز بعد، همه چيز فراموش ميشود. جنگ، بحران، خشونت يا فجايع انساني در نگاه اول ثبت ميشوند، اما جزئيات زندگي واقعي انسانها اغلب در اين گذر سريع از دست ميرود. در چنين شرايطي، حضور يک عکاس ميتواند نقش بسيار حياتي پيدا کند؛
در آغاز چهارمین همایش «زندهنامان تبریز»، نوای قرآن نوجوانی طنینانداز شد که نشان میداد مسیر افتخار و هویت این شهر، به نسل آینده گره خورده است؛ جایی که محمدرضا پورصفر، قاری نوجوان تبریزی با حضور شهردار تبریز مورد تجلیل قرار گرفت.
؛
این آخرین جمله استاندار شهید، دکتر مالک رحمتی در آخرین چت خود با خبرنگار فارس بود.؛
ابوالفضل گوزلی، هیمالیانورد برجسته تبریز و ایران، اواخر دیماه امسال پس از فتح قله ماکالو ـ یکی از خشنترین و دشوارترین قلل بالای هشت هزار متر جهان ـ دچار سانحه شد و با وجود تلاشهای گسترده و شبانهروزی تیمهای امداد و نجات، پیکرش یافت نشد؛
درخشش دکتر بهنام غفارزاده اقدم روایتی متفاوت دارد؛ روایتی که در آن، یک پزشک، اتاق عمل را به محل تلاقی علم، اخلاق و انسانیت تبدیل میکند؛
صبحهاي يخزده ي ماکالو، وقتي نور کمرمق خورشيد بر برف و سنگ ميتابد، هر قدم را با سرما و بادهاي سهمگين ميآزمايد. در همان ارتفاع وحشتناک، ابوالفضل گوزلي آماده ميشد تا آخرين گامهايش را بردارد؛ کوهنوردي که سالها مسيرهاي صعبالعبور را پيموده بود و در مسير بلند و خطرناک هيماليا، تصوير انساني ايستادگي و اراده را به نمايش گذاشته بود.؛
پزشک خیّر تبریزی، جمله معروفی دارد که باید سردرِ بیمارستانها نوشت؛ «بیماری که رایگان عمل میشود، باید از فامیل درجه یکِ من هم بیشتر احترام ببیند؛ عزت نفس او نباید خدشهدار شود.»
؛
آیتالله شهید سیدمحمدعلی آلهاشم، امام جمعه محبوب تبریز و سومین شهید محراب این شهر، نمونهای کمتکرار از روحانیتی بود که پیش از تریبون، به متن جامعه رفت و با کنش میدانی، صداقت رفتاری و حضور بیواسطه در کنار مردم، سرمایه اجتماعی نهاد امامت جمعه را بازتعریف کرد؛ الگویی که امروز بیش از هر زمان دیگری، محل تأمل و بازخوانی است.
؛
صریر: امنیت بدون هیاهو بر مبنای اصل پیشگیری و صیانت از حقوق بنیادین شهروندان شکل میگیرد؛ اصلی که اقتضا میکند تهدیدات امنیتی پیش از بروز آثار عینی در نظم عمومی، در سطوح اولیه شناسایی و مهار شوند.
؛
در روزهایی که واژه «خدمت» گاه در حصار تشریفات رنگ میبازد، دکتر مالک رحمتی قاعدهی بازی را تغییر داد. او مردی از جنس مردم بود که نه پشت میزها، بلکه در کوچهها و کارخانهها حضور داشت؛ حضوری آرام و بیادعا. این گزارش، روایتی است از مدیری که در همان چهار ماه کوتاه، حصارهای نامرئیِ بروکراسی را شکست و نشان داد چگونه میتوان با حذف کلیشه های اداری، سرعت تصمیمات کلیدی را به نفع مردم بالا برد؛