در عرصهی سیاستهای جهانی که «قدرت» مترادف با تجمل، تکبر و دوری از تودههاست، سیرهی عملی رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای (مدظلهالعالی)، نقیض تمام این موازین است. ایشان با الگوسازی بینظیر از «سادهزیستی»، «تواضع» و «معنویت»، ثابت کردند که رهبری در مکتب اهلبیت (ع)، ریشه در «فقر آگاهانه»، «بندگی محض» و «خدمت بیدریغ به خلق» دارد.؛
حکومت پهلوی فقط یک رژیم استبدادیِ وابسته نبود؛ یک پروژه تمامعیار مهندسی هویت بود. پروژهای که برای بقا، آگاهانه در برابر جامعه دینی ایران ایستاد و بهجای اتکا به اکثریت ملت، به شبکههای محدود، وفادار و غیرریشهدار تکیه کرد. در این میان، فرقه بهائیت نه بهعنوان یک باور شخصی، بلکه بهمثابه یک شبکه تشکیلاتی همسو با قدرت به ابزار کارآمد سلطنت تبدیل شد.
؛
تخريب محيطزيست در ايران، يک اتفاق ناگهاني و مربوط به سالهاي اخير نيست. اين روند، ريشههاي تاريخي دارد و يکي از دورههاي مهم در تشديد آن، سالهاي حکومت پهلوي است؛ دورهاي که در آن، توسعه شتابزده و نمايشي، جايگزين حفاظت اصولي از منابع طبيعي شد.؛
از دوران طلايي تا روايت سرکوب؛ چرا تصوير دوره پهلوي در ذهن و رسانه امروز اينقدر دوقطبي است؟ آيا با تاريخ طرفيم يا با خاطره و نوستالژي . مفهوم «سفيدشويي تاريخي» و نسبت آن با بازنمايي دوره پهلوي، موضوع گفتوگوي ما با دکتر رسول پورزماني، پژوهشگر تاريخ بعد از اسلام و فعال حوزه تاريخ مطبوعات است. آنچه در ادامه ميآيد، مشروح اين گفتوگوي تحليلي است.؛
فسانه خودکارِ گراننشده از آن روايتهايي است که بيش از آنکه تاريخي باشد، کارکرد سياسي دارد. قصه ساده است: گفته ميشود نخستوزير وقت در دادگاه گفته هنر مديريتش اين بوده که قيمت خودکار بيک در تمام دوران مسئوليتش ثابت مانده. جملهاي کوتاه، بامزه و بهظاهر قانعکننده؛ و درست به همين دليل، ماندگار در حافظه عمومي.؛
پیرمرد، هر صبح پیش از آنکه آفتاب کامل بالا بیاید، به زمینهای روبهرو خیره میشود؛ زمینهایی که دیگر مال او نیست، اما خاطرهاش هنوز در شیارهای خشکیدهشان نفس میکشد. میگوید: «اینجا روزی زندگی بود، نه فقط خاک.» دستهایش را باز میکند؛ دستهایی که عمری بذر پاشیدند، اما سهمشان از «اصلاحات» فقط بیکاری شد.
؛
اظهارات اخیر رضا ربع پهلوی، بار دیگر پرده از شکافی عمیق میان ادعاهای رسانهای اپوزیسیون خارجنشین و واقعیت شخصیتی و میدانی آنان برداشت؛ جایی که «قدرتطلبی» نهتنها از مردم جدا میشود، بلکه حیات و امنیت ملت ایران را نیز به ابزاری برای تحقق رؤیای سلطنت تبدیل میکند.
؛
خیانت، پدیدهای مقطعی و وابسته به یک نام و یک نسل نیست؛ یک خط ممتد تاریخی است که هر جا پای «بیگانه» وسط آمده، مهر امضایش پای آن خورده است.
؛
در دهه ۵۰، بیش از ۹۰ درصد طلاقها ناشی از مشکلات مالی بود و فشار اقتصادی زندگی بسیاری از زوجها را به فروپاشی میکشاند.؛
در دهه ۵۰، ایران در دوره پهلوی به واردکننده عمده نیروی کار خارجی بدل شد؛ شمار کارگران و متخصصان خارجی تا نیم میلیون نفر پیشبینی میشد و هزاران پزشک و پرستار هندی، پاکستانی و فیلیپینی مشغول کار در ایران بودند.؛
شهردار منطقه 10 تبریز از اجرای طرح پاکسازی و آمادهسازی محوطه مساجد و حسینیههای سطح حوزه این منطقه در آستانه حلول ماه مبارک رمضان خبر داد.
؛
در دهه ۵۰، همزمان با شعارهای توسعه، سلامت روان در تنگنای کمبود امکانات گرفتار بود و تنها ۴۵ تخت برای بیماران اعصاب و روان در کشوری ۲۵ میلیونی وجود داشت.؛
واگذاری آرارات، یک تصمیم مرزی نبود؛ یک پیام بود. پیامی به بازیگران منطقهای که ایرانِ آن دوره، اراده ایستادن بر منافع راهبردی خود را ندارد؛
سینمای پهلوی، نهتنها مدافع حقوق زن نبود، بلکه یکی از مهمترین ابزارهای تحقیر و استثمار او بهشمار میرفت. زن اگر میخواست دیده شود، باید در چارچوب نگاه شهوتزده و مردسالارانه سینماگران حرکت میکرد و اگر نمیخواست، حذف میشد؛
هیچ نشانهای گویاتر از این نیست که یک حکومت، برای درمان مردمش دست نیاز به بیگانه دراز کند. واردات پزشک از هندوستان در دوران پهلوی تنها یک تصمیم اداری یا راهحل موقت نبود؛ این اقدام، سند عریان درماندگی یک رژیم وابسته و نماد تحقیر ملتی بود که توان تربیت پزشک داشت اما اجازه رشد به آن داده نمیشد.
؛