خوشخیالی با فیک ممبر

فیالحال بسیاری از رسانههای مجازی به مثابه عاریتی کپیگونه مطالب از این سایت و آن سایت هستند با مخلفات مقادیر فیکممبر که مثلا بازدید ما پرملات است و قیافهمان چنان! و البته وای از پس امروز بود فردایی. فرهاد باغشمال؛ جلوی سالن شهریار بساط تنقلات فروشی دایر است. از این سر خیابان تا آن ته. از
فیالحال بسیاری از رسانههای مجازی به مثابه عاریتی کپیگونه مطالب از این سایت و آن سایت هستند با مخلفات مقادیر فیکممبر که مثلا بازدید ما پرملات است و قیافهمان چنان! و البته وای از پس امروز بود فردایی.
فرهاد باغشمال؛ جلوی سالن شهریار بساط تنقلات فروشی دایر است. از این سر خیابان تا آن ته. از آب زرشک گرفته تا زالزالک و تخمه و پشمک! سیگار هم که مَلَس روشنفکریِ جماعت فرهنگ و هنر است. دَخل و اقبال جماعت تنقلاتی از غرفه مطبوعاتیها پرملاتتر است و چه بسا یارانه حمایتی هر مطبوعه را اینها یک روزه درو میکنند به همین سوی چراغ قسم!
خوش خیالی ما جماعت رسانهای هم خودش یک جور مرض است که متخصصان علاجش را هنوز نیافتهاند.

در دوره خوش و خرامان تدبیر و امید که شاهد افزایش کمّی و طولی! همهچیز هستیم، به یک باره مجوز صدور نشریه و رسانه هم افزایش خیرهکننده داشت. به طرفهالعینی همه خبرنگارهای از نوع کارت هدیهبگیر که در نشستهای رسانهای، صموبکم مثل میّت لام تا کام حرف نمیزدند و اصولا در باغ نبودند که یاروی مصاحبه شونده مدیر کل فاضلاب است یا معاون دخانیات کشمیر پاکستان، جملگی صاحب امتیاز و مدیر مسئول شدند!
درست است که کارشناسان لَم داده به تدبیر و امید اسم این کار را گذاشت اشتغالزایی و افزایش بنگاههای فرهنگی اقتصادی در این دولت، اما اینکه رسانه زیاد شد و محتوا فطیر، اینکه شانیت مدیر مسئولی مثل بستتی یخی در دست دختر بچههای تازه لیسانسه ذوب شد، اینکه حساسیت رسانهای از بین رفت، این که ابهت رسانه و آیینه افکار عمومی و ستون چهارم دموکراسی به ثمن بخس معامله شد را هم بیخیال، عجالتا همین که سر عدهای جوان گرم شده تا با پروانه صاحبامتیازیشان استوری بگیرند و دنبال رپرتاژ به سوی این مدیر تِسیقُلی و آن رییس زپرتی هروله کنند و شان خود و رسانه را فدا کنند را هم که فدای سرتان. اصلا سر خُم می سلامت!
خیلی سنگین است وجدانا. مثلا اگر تا قبل از این دولت مستطاب، قدیمیهای جراید برای تغییر گسترهشان از استانی به منطقهای باید یک استانداردی – مثلا پنج سال – را طی میکردند الان به سبک امپیتری یاروی نا آشنا به اصول رسانه، مجوز نشریه سراسری گرفته و خود را همرتبه لوموند و تایمز میداند.
از پایگاههای خبری و رسانههای دیجیتالی هم که هر چه کمتر بگوییم بهتر است. مثالش شبیه عروسی رفتن برخی خانمهاست که لباس را از زن همسایه عاریت میگیرند و طلاهای دختر عمو را هم ایضا امانت. و بعد با کلی گریم و بتونه و صافکاری خود را شبیه بانوسوفیا لورن میکنند که اعتبار پُز و جمال و جبروت این جماعت تا دو ساعت پس از محفل عروسی است و بعد که تشت عاریتی افتد خود نیز توان نگاه به آینه را ندارد.
فیالحال بسیاری از رسانههای مجازی به مثابه مثال ذکر شده عاریتی کپیگونه مطالب از این سایت و آن سایت هستند با مخلفات مقادیر فیکممبر که مثلا بازدید ما پرملات است و قیافهمان چنان! و البته وای از پس امروز بود فردایی.
الباقی بماند برای فردا… اگر عمری بود. یا علی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0