کد خبر : 59465
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۵

واردات پزشک؛ ننگ پهلوی

واردات پزشک؛ ننگ پهلوی
هیچ نشانه‌ای گویاتر از این نیست که یک حکومت، برای درمان مردمش دست نیاز به بیگانه دراز کند. واردات پزشک از هندوستان در دوران پهلوی تنها یک تصمیم اداری یا راه‌حل موقت نبود؛ این اقدام، سند عریان درماندگی یک رژیم وابسته و نماد تحقیر ملتی بود که توان تربیت پزشک داشت اما اجازه رشد به آن داده نمی‌شد.

سعید ایریلوزادیان: اسناد رسمی وزارت بهداری در دهه ۱۳۴۰ و گزارش‌های ثبت‌شده در سازمان برنامه و بودجه وقت، به‌روشنی از بحرانی پرده برمی‌دارند که محصول سوءمدیریت و نگاه وابسته رژیم پهلوی بود. در گزارش «وضعیت بهداشت و درمان کشور» (۱۳۴۷) صراحتاً آمده است که سرانه پزشک در ایران به‌مراتب پایین‌تر از حداقل استانداردهای جهانی است و توزیع همان تعداد اندک پزشک نیز به‌شدت ناعادلانه است؛ تمرکز در چند شهر خاص و رهاشدگی کامل روستاها و مناطق محروم.

اما پرسش اساسی اینجاست: چرا پهلوی به‌جای درمان ریشه‌ای بحران، به مُسکن وارداتی پناه برد؟

پاسخ را باید در مکاتبات داخلی دولت وقت جست‌وجو کرد. نامه‌های ردوبدل‌شده میان وزارت بهداری و سازمان برنامه، که امروز در آرشیوهای رسمی کشور موجود است، نشان می‌دهد تصمیم‌گیران پهلوی، به‌جای افزایش ظرفیت دانشکده‌های پزشکی و تربیت پزشک ایرانی، ساده‌ترین و پرزرق‌وبرق‌ترین راه را انتخاب کردند: استخدام پزشکان خارجی، عمدتاً از هندوستان، با قراردادهای کوتاه‌مدت و هزینه‌های ارزی.

این در حالی است که طبق گزارش کمیسیون آموزش مجلس شورای ملی در سال ۱۳۵۲، امکان افزایش پذیرش دانشجوی پزشکی وجود داشت، اما «برنامه‌ریزی لازم انجام نشد». این «انجام نشدن»، نه یک غفلت ساده، بلکه نتیجه مستقیم بی‌اعتمادی ساختاری رژیم پهلوی به نیروی انسانی ایرانی بود.

حتی رسانه‌های رسمی همان دوران نیز ناچار به اعتراف شدند. مرور آرشیو روزنامه‌های اطلاعات و کیهان در اوایل دهه ۵۰، مملو از گزارش‌هایی است که به نارضایتی مردم از پزشکان خارجی، مشکلات زبانی، ناآشنایی با فرهنگ بومی و ترک مناطق محروم بلافاصله پس از پایان قرارداد اشاره می‌کند. در یکی از این گزارش‌ها، یک مقام محلی با صراحت می‌گوید:

«پزشک خارجی می‌رود و ما دوباره بدون پزشک می‌مانیم.»

این جمله کوتاه، خلاصه تمام حقیقت است: واردات پزشک، بحران را حل نکرد؛ آن را مزمن‌تر کرد.

از سوی دیگر، این سیاست در دل یک نظام طبقاتی سلامت اجرا می‌شد. بیمارستان‌های مجهز و پزشکان خاص، سهم طبقات مرفه و پایتخت‌نشینان بود و روستاها و حاشیه شهرها، قربانیان خاموش سیاست‌های نمایشی پهلوی. پزشک وارداتی، نه قرار بود بماند، نه ریشه بدواند و نه دانشی منتقل کند؛ آمده بود تا آمار را پر کند و ویترین «مدرن‌سازی» رژیم را بزک نماید.

این‌همه در حالی بود که همان حکومت، میلیاردها دلار درآمد نفتی در اختیار داشت؛ اما اولویت، نه سلامت مردم، بلکه تثبیت قدرت، وابستگی سیاسی و نمایش ظاهری توسعه بود. وقتی حکومت به ملت خود اعتماد ندارد، طبیعی است که پزشک هم وارد کند.

پیروزی انقلاب اسلامی، نقطه پایان این مسیر تحقیرآمیز بود. اسناد وزارت بهداشت پس از سال ۱۳۵۷ نشان می‌دهد که با گسترش دانشکده‌های پزشکی، بومی‌سازی آموزش، اعزام پزشک به مناطق محروم و تکیه بر خودباوری ملی، ایران در کمتر از چند دهه به خودکفایی در تربیت پزشک رسید؛ مسیری که امروز کشور را به یکی از قطب‌های علمی و درمانی منطقه تبدیل کرده است.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.