کد خبر : 33632
تاریخ انتشار : جمعه ۴ شهریور ۱۴۰۱ - ۱۲:۲۱

اصلاح و اقدام را از خودمان و از همین الان شروع کنیم

اصلاح و اقدام را از خودمان و از همین الان شروع کنیم

جنگ هفتاد و ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

هر موجودی با حرکت معنی پیدا میکند و هر حرکتی قطعا دارای جهت و هدفی می باشد اما این جهت و هدف می تواند در راستای
هدف ترسیمی و یا مغایر با آن صورت گیرد اما آنچه در کشور و خصوصا استانمان در جریان است موید قطعی این امر است که هدف
و فلسفه وجودی انسان و سیستم و سازمانهایش به خوبی درک نشده و یا در پرده اغفال گم شده است و همه مغفول و مشغول و
مقهور وسیله ، راه و منازل موقت شده ایم و حتی سر این فرعیات به جد با هم درگیریم
” جنگ هفتاد و ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند ”
هدف پرداختن به فلسفه نیست قصد توجه دادن به فلسفه رنجها و هرمانها و ناکامی هاست که جامعه مان را در قیل و قال فرعییات
درگیر خود کرده است و لذا ضروری مینماید گاهی خود را در معرض پرسشهای اینچنینی قرار دهیم
هدف و آرمان زندگی انسان چه باید باشد ؟ رسالت ادیان چیست ؟
آماج حرکتهای اصالحات اجتماعی و انقالبهای صده اخیر کشور خصوصا انقالب ۱۳۵۷ چی بود ؟
نهادها و سازمانها وادارات برای چه منظوری و ایفای چه رسالت و وظیفه ای شکل گرفته اند ؟
نهادها و تشکالت مردمی برای برآوردن چه هدف و وظیفه و انتظاری تشکیل شده است ؟
با غفلت از طرح و پردازش اینها نه تنها قدمی در راستای هدف و حل معضل برداشته نمیشود بلکه با انحراف یا انسداد مسیر گره ای
بر گره های ناگشوده افزوده میشود و زندگی و بستر جامعه را برای همه غیر قابل تحمل می نماید.
واقعیت اینست در جوامع ما انسان امروزی زندگی نمیکند، حرکتهای اصالحی و انقالبی اجتماعی ابتر میگردد ادارات و سازمانها به
جای خدمت به مردم و ایجاد بستر توسعه حداکثر به خودگردانی مشغولند نهادهای مردمی به جای تسهیل زندگی مردم و مرهم اعضاء
در خدمت به امیال مادی و معنوی و نفسانی عده ای به مایه دردسر و حتی معضل اعضاء تبدیل شده اند
البته در اصل این رنج و هرمان نه تنها زندگی و لحظات مظلومین را به یغما میبرد بلکه دامن ظالمان و بانیان را نیز گرفته و آرامش و
آسایش آنها را نیز بر باد میدهد. شعر سعدی اشاره صرف به انصاف وعواطف انسانی نیست بلکه توجه به قاعده اجتناب ناپذیر است:
” بنی آدم اعضای یک پیکرند * که در آفرینش ز یک گوهرند –——— چو عضوی بدرد آورد روزگار* دگر عضوها را نماند قرار”
تعجب برانگیزانسانهائی است که از قانون گریزی، عدم حسابدهی، تخلف، عدم شفافیت و انصاف متصدیان باالتر گالیه دارند در جای
دون و کوچکی مورد اختیارشان بدتر میکنند و عرصه را بر منتقدان و پرسشگران تنگ و با دسیسه ترور شخصیتی طرح میکنند
بشر از گذشته و آینده خود مینالد در حالی حال خود را فراموش کرده است از دیگرانی که عرصه زندگی را برایش تنگ کرده اند مینالد
در حالیکه خود با زیاده خواهی و خودبینی و تکبر، زندگی را برخود و دیگران تنگ آرامش و آسایش را از دیگران سلب مینماید
۲
جامعه ما با مصلحان دیروز وامروزش که داشت و نداشت خودشان را در طبق اخالص برای خدمت جامعه نهادند چه کرده است؟ از
میرزا حسن رشدیه، ستارخان، امیرکبیر گرفته، تا مصلحان مخلص فعلی، که نان ومعاششان را به راهشان گره نزده اند؟
ادارات، نهادها، سازمانهای دولتی، خصولتی چقدر درمسیر اهداف تشکیل و رسالت ترسیمی شان طی طریق میکنند، بنیاد مستضعان و
جانبازان، بنیاد شهید، کمیته امداد، و . . . چقدر بانی رهائی مستضعفان از استضعاف مرهم درد جانبازان و خانواده و رسالت شهداء و
امداد از مستمندان و عامل رهائی و کاهش استمدادگران بوده است؟ چقدر سازمان آب و برق و راه و مسکن و کار و تجارت و معدن و
صنعت، مدیریت و برنامه ریزی در ایجاد تعادل و رفع نیاز و دغدغه جامعه از موضوع آب و برق و راه و مسکن وکار و تجارت و معدن
و صنعت و مدیریت و برنامه ریزی موثر و راه گشا بوده اند؟
چقدر تشکالت مردم نهاد در موضوعات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دقیق هدفگذاری گردیده و در عمل پایبند هدف مانده اند
و یا اغلب همین تشکالت معضلی بر معضالت زندگی و جامعه ما افزوده اند؟ این نهادهای مدنی مردم نهاد خودشان چقدر عامل به
دموکراسی، برنامه ریزی و شفافیت، تعامل، تسامح جمعی هستند؟ متاسفانه به وضوح قابل مشاهده است همه گالیه های مردم از
دولتمردان در این نهدهای مردمی به شکل برهنه تری ازبی قانونی، عدم شفافیت مالی وکاری، تخلفات مختلف را به اعضا، تحمیل
وعالقه مندان و باورمندان را نسبت به هر گونه اصالح ناامید میکند بارزترین نهاد مدنی مردمی هئیت مدیره های آپارتمانهائی است که
ساکن هستیم
آنچه حال در تمامی حرکات و سکنات فردی و نهادهای اجتماعی و دولتی جامعه قابل مشاهده است مشغول شدن به ابزار و زیبائیها و
یا کاستی ها و مراحل مسیر آنهم شاید در مسیر درست و یا غلط میباشد قطعا نه از هدف و نه از ارزشها و نه از فلسفه جمع و فعالیت
اصال خبری نیست و متاسفانه همه در هر سطحی و هر وزنی به جای عمل، کارشناسی میکنیم و عمل را از دیگران متوقع هستیم
نهایتا باید گفت برای داشتن جامعه بشری و کشور و شهری مناسب زندگی، ضروری است و باید طرح نو در اندازیم و به قول تورقوت
اوززال ” اصالح را در همه جوانب زندگی و جامعه از امروز و از خودمان و در راستای هدف درست و با حفظ ارزشهایمان شروع کنیم
چرا که شرایط جامعه برآیند حرکت مثبت و منفی تک تک آحاد جامعه در مرحله اول وسازمانها و نهادهای مردمی و دولتی درمرحله
بعد است ”
به امید آنروز- فعال اجتماعی جواد نیکبخت

امتیازدهی post
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

پنج + یک =